منحرف های بیکار.![]()
ادامه رو حال کن
........................................
احتمالا تا حالا اسم مورفی رو شنیدید...مگه نه ؟ اگه نه که بخونید این متن رو که آخر هر چی مطلبه... هرگز تا بحال و از این به بعد چنین مطلبی رو نمیتونید از هیچ وبی حتی مال خودم هم ببینید و بخونید...
"" قوانين مورفي توسط شخصي بنام کاپيتان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي، در سال ١٩٤٩ پا به عرصه حضور گذاشت وي هنگامي که روي پروژه اي در نيروي هوايی مشغول بررسي روند کار بود متوجه شد که تراسفورماتور به صورت نادرستي سيم پيچي شده؛ در مورد تكنسين مربوطه چنين گفت:"اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه کارشو درست انجام نده، اون راهو پيدا ميكنه" قوانين مورفي اکنون افزون بر هزاران قانون مي باشد که توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مجموعه اي ازقوانين حاکم بر زندگي هستند که اکثر آنها از بدبيني نشات گرفته و جنبه شوخي دارند اما بسياري از آنها نيز عينيت و واقعيت دارند اکنون به برخي از اين قوانين توجه کنيد ""
--------------> قوانین اولیه
هیچ چیزی به آن آسانی که به نظر میرسد نیست
هر چیزی بیش از آن حدی که تصور میشود طول خواهد کشید
چیزی که ممکن است خراب شود، خراب میشود
اگر احتمال خراب شدن چندین چیز وجود داشته باشد، آن یک خراب میشود که بیشترین خسارت را بزند
نتیجه: اگر بدترین زمان خراب شدن برای چیزی وجود داشته باشد، همان زمان است که خراب میشود
اگر چیزی قابل خراب شدن نباشد، پس حتما میشود
اگر پیشبینی میکنید که چهار احتمال برای خراب شدن چیزی وجود دارد و از قبل تمهیدی برای آنها اندیشیدهاید، پس حتما راه پنجمی به طور غیرمنتظره به وقوع میپیوندد
وقایع خودبهخود تمایل به بدترشدن دارند
اگر به نظر میآید که همه چیز به خوبی پیش میرود، پس حتما از چیزی صرفنظر کردهاید
طبیعت همیشه طرفدار خرابیهای پنهان است
طبیعت یک حرامزاده است
غیرممکن است که چیزی را بیخدشه ساخت چون احمقها نابغهاند
هرگاه برنامهریزی بکنی که چیزی را انجام دهی، حتما چیز دیگری به وجود میآید که باید قبلاش انجام دهی
هر راهحلی مسایل جدیدی را به وجود میآورد
احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن
هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود
اگر تو دیرت شده اتوبوس هم دیر می آید
اگر زود برسی اتوبوس دیر می آید اگر دیر برسی اتوبوس زود رسیده است
اگر بلیت نداشته باشی پول خرد هم نداری وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری
هر چه بیشتر از راننده بپرسی که کدام ایستگاه باید پیاده شوی احتمال این که درست راهنمایی ات کند کمتر خواهد شد
مدت زیادی منتظر اتوبوس می مانی و خبری نیست پس سیگاری روشن می کنی به محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می رسد
اگر خودتان به ورزشگاه های انگلستان ( مثلا در بازی منچستر – آرسنال ) توجه کرده باشید تفاوت های زیادی رو با ورزشگاه های داباخلی می بینید که من فقط 10 مورد رو بیان می کنم :
1. تماشاگران ( مثلا منچستر – آرسنال ) در یکی دو متری زمین قرار دارند و در جلوشان هیچ حصاری تور سیمی نیست در حال که در ورزشگاه های ایران تماشاگران در ده بیست متری ( با کمی چربی ) زمین قرار دارند ( در دوطرف دروازه ها بیشتر ) و در قفس وحصار قرار دارند تا وارد زمین نشند
2. تماشاگران ایرانی می خوانند بازیکنان و داور بخورند ولی در انگلستان این خبرا نیست و بازی رو در کنار زمین آزادانه می بینند
3. فقط از بیلبرد های تبلیغاتی در ورزشگاه های انگستان استفاده می شودولی در ورزشگاه های داخلی خدا می دونه از چی استفاده می شه کارت پستال. دعوت نامه عروسی. برچسب تبلیغاتی و کلی چیز دیگه ( به این پارچه های که تغییر می کنه و عوض می شه چی می گن )
4. در ورزشگاه های داخلی 600 خبر نگار و عکاس دور ور زمین می ایستند و مانع دیدن بازی برای تماشاگران سکو های پایین می شند بعد کلی باطری آب معدنی و ترقه بهشون می خوره ولی کلی درد سر دیگه تو تلویزیون و … ولی تو انگلستان از این خبرا نیست ( فقط تعدادی در دو طرف زمین (پشت دروازه ها ) به صورت حرفه ای نشته اند .
5.بیشتر ورزشگاه های انگلیس نیمه سر پوشده هستند خبر از نورشدید خورشید در کل زمین نیست در حالی که بازی های داخلی همه بد از ظهر شروع می شه که دمای هوا 40 درجه است که همه می هنکند
6.در ورزشگاه های خارجی ( منظور انگلستان ) تمام بازی ها در روز نیست و بیشتر انها شب برگذارمی شود چون چراغ و نور افکن دارند ولی در ایران به دلیل نداشتن نور افکن تمام ( بیشتر ) بازی ها درروز بر گذارمی شود که دما 50 درجه است ( 10 درجه افزایش یافت )
7. درانگلیس لازم نیست بلیط رو به چند برابر قیمت خرید چون خبر ( کمی ) از بازار سیاه نیست و می ری مثل بچه ادم بلیط رو به قیمت واقعی می خری!
8. مثلا تیم استقلال از پیروزی گل خورده حالا نیکبخت میره کرنربکشه یک باطری آب معدنی به سرش می خوره و یک نارنجک کنار پاش می افته ولی اون ور آب ( منظور انگلستان ) از این خبرا نیست
9. اون ور آب ( منظور انگلستان ) داور ها با هدفون و میکروفن . بلند گو و باند . سوت و… با هم در ارتباط هستند ولی این ورآب هنوز اختراع نشده
10. اون جا تو گِل و زمین خاکی و پارک بازی نمی کنند تو ایران داریم
پ ا ی ا ن
شما چطور؟
حتما بارها این جملات را شنیده اید:
یارو سرش به تهش پنالتی می زنه.
این پاش به اون پاش می گه تو برو تا من برم دستشویی بعدا بیام.
و خیلی دیگر از این دست جملات.
کاربرد این جملات اغلب مربوط به فوتبال و فوتبالیست ها میشه ولی اگه دقیق تر نگاه کنیم عده زیادی توی صحنه سیاسی کشور هستن که این جملات انگار برای اونا ساخته شده . آدمای باحالی که عملشون 360 درجه با حرفشون تفاوت داره. و در واقع حرف و عملشون شبیه همون دو تا پای فوتبالیسته هست، حرفش از این طرف می ره ولی عملش از اون طرف. این افراد البته دیر یا زود کله پا می شن.
مثلا وقتی می گن ما به نوع مو و رنگ لباس مردم کاری نداریم ، دقیقا بعدش 800 تا طرح رنگ و نیم رنگ برای برخورد با نوع پوشش مردم طراحی و اجرا می شه.
یا وقتی می گن نفت رو سر سفرتون میاریم ، نفت تنها جایی که نمیاد، سر سفره مردم هست.
یا وقتی می گن مردم ایران در بهترین وضعیت معیشتی در 30 سال گذشته هستن ، دقیقا مردم توی اون لحظه یکی از بدترین روزهای زندگی شون رو می گذرونن.
یا وقتی می گن توی ایران آزادی مطلق وجود داره . همه روزنامه های منتقد تعطیل می شن و تمام فعالین سیاسی و حتی فرهنگی به خارج از کشور فرار می کنن.
یا وقتی می گن احدی حق نداره از سخنرانی های کاندیداهای ریاست جمهوری جلو گیری کنه ، کروبی رو از اون طرف به دانشگاه راه نمی دن و خاتمی رو از این طرف تهدید می کنن که فلان جا نیا.
و یا ...
ما با یکی از همین بنده خداهایی که مشکل پنالتی زدن داره یه مصاحبه ای کردیم. با این مقدمه که ایشون احتیاج به معرفی ندارند.
...
ما : حالتون خوبه؟
عقل کل : بله ، خیلی زیاد.
ما : در مورد نحوه رفتار کارمندان اداره ها با ارباب رجوع، برنامه ای دارید؟
عقل کل : یک آیین نامه 500 صفحه ای تنظیم شده ، هر کسی خلاف اون عمل کنه پدرش رو در میاریم.
ما : نظرتون در مورد مدل مو و لباس پوشیدن مردم چیه؟
عقل کل : عشقی ، هر کسی هر جور که دلش بخواد.
ما : روابط خارجی بر چه اساسی پی ریزی میشه؟
عقل کل : معلوم نیست، بستگی داره.
ما : رابطه با آمریکا عاقبتش چی میشه؟
عقل کل : مثل دور قبل مسخرشون می کنیم.
ما : برای قشر مستضعف چه برنامه ای دارید؟
عقل کل : تمام امکانات مملکت متعلق به اونهاست و من نوکرشون هستم.
ما : به ثروتمندان مثل همین وزیر خودتون قراره چی بدید؟
عقل کل : باد هوا.
ما : به نخبگان جامعه چی می دید؟
عقل کل : تمام شغلهای مدیریتی رو دو دستی تقدیمشون می کنم.
ما : پس الهام و علی آبادی چی کار کنن؟
عقل کل : نون خشک هم بارشون نمی کنم.
ما : حتما دور بعدی ، دوره شایسته سالاری هست؟
عقل کل : آره ، معلومه.
ما : ببینم دروغ که نمی گید؟
عقل کل : من؟!!! غیر ممکنه.
ما : پس این بنده خداها توی ایرنا و فارس و رجا نیوز و ایران و صدا و سیما راست می گفتن که شما صادق ترین رییس جمهور هستید؟
عقل کل : صد در صد.
ما : الان تورم 36 درصد هست . فکر می کنید دور بعدی چه قدر میشه؟
عقل کل : اولا که همین دوره هم بزور 2 درصد رشد داشته. دوما سعی می کنیم دور بعد رشدش به صفر برسه.
ما : به نظر شما وضعیت ایجاد اشتغال به چه صورته؟
عقل کل : عالی ، بهتر از این نمی شه.
ما : وضعیت مزاجی خودتون چطوره ؟ خوب هستید؟
...
تا اینجا توی مرحله حرف زدن هیچ مشکلی وجود نداره ، مشکل سر عمل کردنه. حالا یه بار همین مصاحبه رو از پایین به بالا بخونید.